قمارعشق شیرین است اگرچه باز می بازم
.
قمارعشق شیرین است اگرچه باز می بازم
تواز آس دلت مغرور ومن دلخوش به سربازم
چه حکم است اینکه می دانی که حکمن دست من خالی است؟
دل ودستم که می لرزد خودم راپاک می بازم
ورق برگشته است امروز و تو حاکم منم محکوم
چه باید کرد با این بخت ؟ می سوزم ومی سازم
تو بازی می کنی از رو و من آنقدر گیجم که
نمی دانم کدامین برگ را باید بیندازم
اگر حاکم تویی ای عشق من تسلیم تسلیمم
همه از برد مغرورند و من برباخت می نازم
قمار عشق با من ، مثل جنگ شیر با آهوست
در این پیکار معلوم است پایانم از آغازم
.
.
قمارعشق شیرین است اگرچه باز می بازم
تواز آس دلت مغرور ومن دلخوش به سربازم
چه حکم است اینکه می دانی که حکمن دست من خالی است؟
دل ودستم که می لرزد خودم راپاک می بازم
ورق برگشته است امروز و تو حاکم منم محکوم
چه باید کرد با این بخت ؟ می سوزم ومی سازم
تو بازی می کنی از رو و من آنقدر گیجم که
نمی دانم کدامین برگ را باید بیندازم
اگر حاکم تویی ای عشق من تسلیم تسلیمم
همه از برد مغرورند و من برباخت می نازم
قمار عشق با من ، مثل جنگ شیر با آهوست
در این پیکار معلوم است پایانم از آغازم
.
.
- ۲.۹k
- ۱۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط