{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#کلام

#کلام

دیگر به غربت چشم‌هایت خو کرده‌ام
و به دردهای باد کرده‌ی روحم که
از قاب تنم بیرون زده‌اند.
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
می‌بینی تا کجا به انتظار وفادار ماندم
تا دل نازک پروانه نشکند.
همه ی سهم من از خود دلی بود
که به تو دادم و هر شب بغض گلویت را
در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی
گریستم و تو هرگز ندانستی که
زخم‌هایت، زخم‌های مکررم بودند.


#حسین_پناهی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌╭┅── ─ ───┅╮
دیدگاه ها (۵)

می بینی تا کجا به انتظار وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکن...

همه سهم من از خود

همه سهم من از خوددلی بود که به تو دادمو هر شب بغض‌ و گلویت ر...

همه سهم من از خوددلی بود که به تو دادمو هر شب بغض‌و گلویت را...

دیگربه غربت چشمهایت خوکرده ام وبه دردهای بادکرده ی روحم که ا...

سهم من از خودمدلی ست که هر لحظهبرایت بیقرار استو هرشب بغض گل...

با توام بی حضور تو ، بی منی با حضور منمی بینی تا کجا وفادار ...

با توام بی حضور تو ، بی منی با حضور منمی بینی تا کجا وفادار ...

با توام بی حضور تو ، بی منی با حضور منمی بینی تا کجا وفادار ...

با توام بی حضور تو ، بی منی با حضور منمی بینی تا کجا وفادار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط