{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذهن را درگیر با عشقی مجازی کرد و رفت

ذهن را درگیر با عشقی مجازی کرد و رفت
با دل آشفته ی من، خوب بازی کرد و رفت

با صدای ناز و با چشمان دریایی خود

با نقابی دلنشین، اوصحنه سازی کرد و رفت

من هم آوای نگاهش می پریدم در پی اش

چون قناری در نگاهم لانه سازی کرد و رفت

می سرودم در غزل از چشم زیبایش ولی

با سه تار گیسوانش تک نوازی کرد و رفت

او غزالی خوش خَرام و من به دنبالش غزل

هم ردیف این غزل شد، یکّه تازی کرد و رفت

من چو شعری تب گرفته از تبش تب کرده ام
در خیال شاعری شاعر نوازی کرد و رفت
دیدگاه ها (۳)

آنقــــــــــــــدر در خیالم دلبسته ات شده ام که تنهاییم را ...

"دڸ" بہ "دلدار" "سپردݧ" ڪار هر "دلدار" نیست...!!!"من" بہ...

خــــــــــدایا…غرورم را شڪستم…نجابتم ڪہ نشڪست…شڪست؟اشڪهایم ...

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﭼﯿﺴﺖ ؟ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﻗﻬﺮﻡ ....!ﻫﯿﭻ ﻫﻢ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﮑﻦ ﺁﺷﺘﯽ ﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﯾ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط