{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم خونه بابا بزرگم پیش آتیش نشسته بودم یهویی این خوشگل

رفتم خونه بابا بزرگم پیش آتیش نشسته بودم یهویی این خوشگل از پشتم در اومد😊
دیدگاه ها (۰)

😅😅

بابا اصلا من باورم نمیشه وقتی عکس جوونی های بابا بزرگم و دای...

یکی گفته بود آخرین عکس گالریت رو بفرست اینم از آخرین عکس گال...

رمان :قرار داد سر نوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط