https://telegram.me/rvazheha
https://telegram.me/rvazheha
کتاب شعر "فاضل نظری " به دست نشستم جلوش. تو
دنیای خودش بود. رسیدم به این بیت:
"شباهت تو و من هرچه بود ثابت
کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی ست"
هنوز تو دنیای خودش بود. براش بلند بلند خوندم این بیت رو و با ماژیک بنفشم روش خط کشیدم و کنارش قلب کشیدم!
گفت: دیوونه شدی؟ چرا کتاب رو خط خطی میکنی؟
گفتم: خط خطی نیست. دارم بیت های مورد علاقم رو علامت میزنم!
گفت: خب به هرحال کتاب کثیف میشه... حیفه!
گر گرفتم از این کلمه. "حیفه". از بچه گی تا حالا عادتمون دادن به این کلمه کذایی.
لباس های خوبمون رو برای جاهای خوب میپوشیم چون حیفه. از ماشین های لوکسمون برای مهمونی ها استفاده میکنیم چون حیفه. تمام عید رو به زور دید و بازدید میریم چون حیفه. محبت های الکی میکنیم چون حیفه. تو بهترین سن جوونیمون تمام وقتمون صرف درس و کلاس های اموزشی مون میشه چون حیفه!
واقعیت اینه که حیف نیست... ما ترسوییم. واقعیت اینکه که همیشه سعی کردن مارو عاقل بار بیارن. عاقل های ترسو! و برای سرپوش گذاشتن کلمه حیفه رو گذاشتن روش!
حیف خنده هامون از ذوق کاریه که دوست داریم انجام بدیم! حیف علاقه هامونه که زیر این همه عاقل بودن دفن میشن! حیف ماییم و قلب هامون! حیف تربیته که از بچه گی با این کلمه بزرگمون کردن... که هیچوقت واقعا کسی یادمون نداد بخاطر چیزهایی که دوست داریم ریسک کنیم! کسی یادمون نداد چطور عاشق شدن و گاهی از رو احساسات قلبی تصمیم گرفتن رو!کسی یادمون نداد این اجتماع فقط دکتر و مهندس نمیخواد و حق اینو داریم بریم دنبال علاقه هامون!
همیشه عادتمون دادن با فرضیه "حیفه" جلو بریم.
میفهمی که کدوم حیفه رو میگم همین "حیفه های عاقلانه" !
.
کتاب شعر "فاضل نظری " به دست نشستم جلوش. تو
دنیای خودش بود. رسیدم به این بیت:
"شباهت تو و من هرچه بود ثابت
کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی ست"
هنوز تو دنیای خودش بود. براش بلند بلند خوندم این بیت رو و با ماژیک بنفشم روش خط کشیدم و کنارش قلب کشیدم!
گفت: دیوونه شدی؟ چرا کتاب رو خط خطی میکنی؟
گفتم: خط خطی نیست. دارم بیت های مورد علاقم رو علامت میزنم!
گفت: خب به هرحال کتاب کثیف میشه... حیفه!
گر گرفتم از این کلمه. "حیفه". از بچه گی تا حالا عادتمون دادن به این کلمه کذایی.
لباس های خوبمون رو برای جاهای خوب میپوشیم چون حیفه. از ماشین های لوکسمون برای مهمونی ها استفاده میکنیم چون حیفه. تمام عید رو به زور دید و بازدید میریم چون حیفه. محبت های الکی میکنیم چون حیفه. تو بهترین سن جوونیمون تمام وقتمون صرف درس و کلاس های اموزشی مون میشه چون حیفه!
واقعیت اینه که حیف نیست... ما ترسوییم. واقعیت اینکه که همیشه سعی کردن مارو عاقل بار بیارن. عاقل های ترسو! و برای سرپوش گذاشتن کلمه حیفه رو گذاشتن روش!
حیف خنده هامون از ذوق کاریه که دوست داریم انجام بدیم! حیف علاقه هامونه که زیر این همه عاقل بودن دفن میشن! حیف ماییم و قلب هامون! حیف تربیته که از بچه گی با این کلمه بزرگمون کردن... که هیچوقت واقعا کسی یادمون نداد بخاطر چیزهایی که دوست داریم ریسک کنیم! کسی یادمون نداد چطور عاشق شدن و گاهی از رو احساسات قلبی تصمیم گرفتن رو!کسی یادمون نداد این اجتماع فقط دکتر و مهندس نمیخواد و حق اینو داریم بریم دنبال علاقه هامون!
همیشه عادتمون دادن با فرضیه "حیفه" جلو بریم.
میفهمی که کدوم حیفه رو میگم همین "حیفه های عاقلانه" !
.
- ۴.۹k
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط