میل خواندن دارم اما کار من آواز نیست

میل خواندن دارم اما کار من آواز نیست
نی لبک با دست من کوک است اما ساز نیست
باز کن در را به رویم خسته ام ای آشنا
خسته ام از عشق ، اما جرات ابراز نیست

برنداری تا زدوشم غربتم را خوب من
شانه های زخمی ام آماده پرواز نیست

شاعری کز کرده در کنج غزل زندانی ام
آسمان باز است اما جرات پرواز نیست

آسمان را باز کن ای مثل فروردین زلال
گرچه هنگام پریدن دست و بالم باز نیست

من به پایان می رسم این روزها ، فردا ولی
خوب می دانم کسی با درد من دمساز نیست 
دیدگاه ها (۱۰)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

🕊️💌🌸 نامه‌ای به کبوتر آرزوها... 🌸💌🕊️🌤️💚 امروز دلم می‌خواهد ن...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

{محکوم به لمس } part ۷ 杂交种 رنتو مثل همیشه از برادرش دفاع کر...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۰ویو راوی نورا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط