{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میل خواندن دارم اما کار من آواز نیست

میل خواندن دارم اما کار من آواز نیست
نی لبک با دست من کوک است اما ساز نیست
باز کن در را به رویم خسته ام ای آشنا
خسته ام از عشق ، اما جرات ابراز نیست

برنداری تا زدوشم غربتم را خوب من
شانه های زخمی ام آماده پرواز نیست

شاعری کز کرده در کنج غزل زندانی ام
آسمان باز است اما جرات پرواز نیست

آسمان را باز کن ای مثل فروردین زلال
گرچه هنگام پریدن دست و بالم باز نیست

من به پایان می رسم این روزها ، فردا ولی
خوب می دانم کسی با درد من دمساز نیست 
دیدگاه ها (۱۰)

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

می‌نوشتم عشق ، دستم بوی شبنم می‌گرفتآهِ حوای درون ، دامان آد...

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط