{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻣﺮﺩﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻗﺼﺮﻫﺎ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻣﻴﻨﮕﺮﻳﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘ

ﻣﺮﺩﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻗﺼﺮﻫﺎ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻣﻴﻨﮕﺮﻳﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﻲ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﺭﻭ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﻜﺮﺩﻥ ﻣﺎ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩﻳﻢ. ﺩﻭﺳﺖ ﺍﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ.: ﻭﻗﺘﻲ ﺍﻳﻦ ﺑﻴﻤﺎﺭﻳﻬﺎ ﺭﻭ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﻜﺮﺩﻥ ﻣﺎ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩﻳﻢ! ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﻫﺎﺕ ﺷﻜﺮ...
دیدگاه ها (۴)

دراین دنیای نامردی بدنبال چه میگردی؟ نگرد، بیهوده میگردی جوا...

مادر همیشه زنده باشی

من دختر هستم و تو مرد! اما نگران نباش ب کسی نخواهم گفت ک در ...

بابا بگیرین بخوابین دیییییگه.....خخخخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط