{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"آمدی جانم به قربانت" چه پنهان آمدی

"آمدی جانم به قربانت" چه پنهان آمدی

بیخبر مانند یک ناخوانده مهمان آمدی

آمدی آهسته صاحبخانه ی قلبم شدی

تا بنا از نو کنی این قلبِ ویران آمدی

💔
دیدگاه ها (۲)

💫 اگر روزم پریشان شد فدای تاری از زلفش که هر ...

❤ ️بودنت را دوست دارموقتی پنجه در کمرم حلقه مے کنیو به آغوشت...

وَقتی هَمه جا پُر اَست اَز دِل سیریعاشق بِشَوی غَریب تَر می ...

دل اگر از من گریزد وای من غم ...

"آمدی مهرت به دل افتاد و جانانم شدینه فقط معشوقه و جانانِ من...

#حکایت_قدیمی در زمانهای قدیم یک روستائی جل و پلاسش را برداشت...

ی روز در حالی که مشغول زندگی کردن بودم مثل هرروز ناگهان صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط