داشتیم شیرینی پخش میکردیم...
داشتیم شیرینی پخش میکردیم...
🍩🍰🍩🍰🍩
یه پیرزنه اومد گفت
👵 خیر از جوونیت ببینی، پیر شی ننه چندتاشیرینی به من بده.
گفتم : مادر جان ! شیرینی تموم شده
گفت : خدا بزنه به کمرت، به حق ابالفضل تیکه تیکه شی بری زیر تریلی، ایشالا جنازه تو از تو جوب جمع کنن 😱😐
دیدم داره خاندانمو به باد میده، رفتم یه جعبه شیرینی براش خریدم دادم بهش.😊
گفت : پسرم ایشالا هر چی از خدا میخوای خدا بهت بده! 😕
یعنی دکمه خاموش روشن دعا و نفرینش به شیکمش وصل بود.😂😂😂
#طنز
🍩🍰🍩🍰🍩
یه پیرزنه اومد گفت
👵 خیر از جوونیت ببینی، پیر شی ننه چندتاشیرینی به من بده.
گفتم : مادر جان ! شیرینی تموم شده
گفت : خدا بزنه به کمرت، به حق ابالفضل تیکه تیکه شی بری زیر تریلی، ایشالا جنازه تو از تو جوب جمع کنن 😱😐
دیدم داره خاندانمو به باد میده، رفتم یه جعبه شیرینی براش خریدم دادم بهش.😊
گفت : پسرم ایشالا هر چی از خدا میخوای خدا بهت بده! 😕
یعنی دکمه خاموش روشن دعا و نفرینش به شیکمش وصل بود.😂😂😂
#طنز
- ۲.۹k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط