{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موضوع:خدمتکار شخصی

موضوع:خدمتکار شخصی
پارت۳

اسمات هست دوست نداری نخون

_خب خانم ا.ت میبینم که قرص تحریک کننده داخل چایی من میریزی
+بله من
_الان بهت میفهمونم داخل چایی کی قرص تحریک کننده میریزی
براید استایل بغلم کرد و از پله ها بردم بالا برد تو اتاق خودش در هم قفل کرد پرتم کرد رو تخت و لباسای خودش رو دراورد لباس های منم دراورد شروع کرد کیس مارک گذاشتم روی بدنم سعی کردم ناله نکنم ولی خیلی درد داشت نشد لب هام رو میبوسید بعد شروع کرد کار خودشو کردن هی بهش میگفتم نکن درد داره گوش نمیکرد بعد از چند راند ولم کردم بغلم کرد و بوسم کرد
_درد داری ؟؟؟
+اه خیلی
بلندم کرد و بردم حموم و گذاشتم تو وان بعد از دوش گرفتم و لباس پوشیدن رفتیم پایین که گوشی کوک زنگ خورد بعدش که قطع کرد ی اقایی غذا هارو اورد
_برو چونگی بیدار کن (ی کوچولو عصبی)
+چ...چشم
رفتم چونگی بیدار کردن اوردم سر سفره و بعد غذا خوردیم چونگی باز خوابش میومد و رفت بخواب منم بردم و خوابوندمش رفتم و رو به کوک گفتم :
+ا...اقای کوک
_بله
+راستش من داخل چایی شما چیزی نریخته بودم
_از دروغ متنفرم چرا داری دروغ میگی
+بخدا نه که نریختم قرص تخریک کننده نریختم
_از کجا معلوم
+بیاید ی لحظه
بردمش پیش اون جعبه که نوشته خواب
+نگاه کنید من از این استفاده کردم گفتم بخوابید
_اینا قرص تحریک کنندس سردرنمیاری برای چی دست میزنی
+خب نمیدونستن
_عیبی نداره
+واقعا
ی دفعه کوک لبخند شطانی زد و گفت:
_بیب من که بدم نیومده تو هم همینطور پایه ای ی راند دیگه هم این کار رو بکنیم ؟
اب دهنم رو قورت دادم و فاصله گرفتم
_ نترس بیب تو دیگه خدمتکار نیستی تو زن منی
+چی ؟؟؟
_چیه خوشت نمیاد زن من باشی نکنه من بدم
+من همچین حرفی نزدم که شما بد هستید
_یاااا بیب حوصله بحث ندارم
یهو براید استایل بغلم کرد و برد داخل اتاق (بقیه رو خودتون تصور کنید)
دیدگاه ها (۰)

موضوع:خدمتکار شخصیپارت ۴صبح :با دل درد شدیدی از خواب بیدار ش...

موضوع:خدمتکار شخصیپارت ۵_چونگی من میخوام با ا.ت ازدواج کنم/و...

موضوع:خدمتکار شخصیپارت ۲+اقای کوک زنتون کجاست_زنم مرده+وای ب...

موضوع:خدمتکار شخصیپارت ۱ویو ا.ت :سلام من کیم ا.ت هستم ۲ سال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط