ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......
ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......
زخمه بر جانم بزن تا پای جان هم حاضرم.......
نغمه غمناک تارت شور و حال دیگری است.......
فکر غم را هم نکن! در این موارد ماهرم!.......
باطنم دریای توفانی است با امواج بغض.......
گول چشمم را نخور بگذر تو هم از ظاهرم......
امشب از دیوانگی رنگ جنون دارد دلم.......
بین مجنون های عالم , گونه ای بس نادرم!
با همین ساز و همین ابیات جادو می کنم......
هرکه نشناسد مرا گوید که شاید ساحرم!
با زبان تارت اکنون صحبتی با من بکن.....
پاسخت را شعر می گویم کنارت شاعرم!
زخمه بر جانم بزن تا پای جان هم حاضرم.......
نغمه غمناک تارت شور و حال دیگری است.......
فکر غم را هم نکن! در این موارد ماهرم!.......
باطنم دریای توفانی است با امواج بغض.......
گول چشمم را نخور بگذر تو هم از ظاهرم......
امشب از دیوانگی رنگ جنون دارد دلم.......
بین مجنون های عالم , گونه ای بس نادرم!
با همین ساز و همین ابیات جادو می کنم......
هرکه نشناسد مرا گوید که شاید ساحرم!
با زبان تارت اکنون صحبتی با من بکن.....
پاسخت را شعر می گویم کنارت شاعرم!
- ۱.۲k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط