من آنروز در خط مقدم برادران غریبه زیادی را می دیدم و به ه

من آنروز در خط مقدم برادران غریبه زیادی را می دیدم و به همه می گفتم : خدا قوت، نه خسته برادر! ، بعضی ها امروز برای طرح دوستی ، فقط با عجله از همه می پرسند : ASL?



من در شب قبل از عملیات بر دستانم حنا می زدم تا در جشن پیروزی یا شهادت شرکت کنم ، بعضی ها امروز بر چهره شان هفت قلم مواد آرایشی خارجی می زنند تا به نامحرم بگویند : من های کلاسم ، نگاهم کنید !



من آنروز در وصیت نامه ام می نوشتم : خواهرم حجاب تو بر علیه دشمن از خون من موثر تر است ، بعضی ها امروز حتی در پروفایل شان می نویسند : همیشه به روز هستم ، دوره و زمانه عوض شده و عشق من مد گرایی و تقلید از غربی هاست .
دیدگاه ها (۱)

من آنروز در بیسیم از بچه های پشتیبان می خواستم از طرفم برای ...

من آنروز در جبهه ، اوقات فراغتم را در چاله هایی قبر مانند ، ...

ما خون دلها خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این ن...

من شکایت دارم از آنها که نمی فهمند چادر مشکی من یادگار مادرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط