{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در من پرنده ای ست که تابستان برایش رنگی ندارد؛ تصمیمش را

در من پرنده ای ست که تابستان برایش رنگی ندارد؛ تصمیمش را گرفته و دیگر نمی خواند!!
دیدگاه ها (۹)

طرب میانه‌ی خوش نیست با مَنَش، چه کنم؟خوشا غـمِ تو که با ما ...

نَفسم با نفست شد گره ی کور چرا؟این همه شهد و شکر، اشکِ رُخت ...

ای انتظار پس کی به پایان می رسی و چون، به پایان رسی بی تو چگ...

گر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می...

بردگان از آزادی میترسند

قهوه‌ای رنگِ صمیمیت است؛ مثل آغوشی که هیچ‌وقت سرد نمی‌شود.بع...

ای پرنده مهاجر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط