{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارد فصل من شدیم جانم

واردِ فصلِ من شدیم جانم
فصلی که تا چشم باز کردم،
همه چیز نه سیاه بود،نه رنگی!
سپیدِ سپید بود...فصلِ تو گذشت!!!
نشد در پاییزِ تو دل ببندیم
بیا و فصلِ مرا امتحان کن...
باش،،تا با بودنمان،
زمین و زمان را سپید کنیم....
#علی_قاضی_نظام
دیدگاه ها (۱)

بگذار با تمامی حروف ندا صدایت کنمشاید اگر نامت بر لبانم آواز...

ناگهان دلت چه تنگ می شودبرای کسی کهاز رگ گردن به #تُ نزدیکتر...

ما دو مصرع یک شعر بودیم!وزن بود.قافیه هم بود.اما به قاب یک ب...

چشم و دل، دانی چه خواهند این حوالی؟!بودنت را، دیدنت را،قانع‌...

شد وقت مرگ نوش لبی هم‌نشین مراعمر دوباره شد نفس واپسین مرابا...

Under the moonlight 2 P10برف می‌بارید و خیابون ها شلوغ تر شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط