{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...
ﻧﺎﺧﻮاستہ...
ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...
ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ...
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺸﺎڹ ...
ﮔﺬﺷﺘﺸﺎڹ ...
بے ڪینہ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎڹ ...
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺸﺎڹ ...
ﮔﻮیے ﺟـــــﺎڹ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍے ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺑﺴﺘڹ ...
ﻭ ﺍﺯ همہ ﺑﺪﺗﺮ ﺍینڪہ ...
ﺧﻮﺑے ﻫﺎﯾـــﺸﺎڹ ﺯﻭﺩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ مے ﺷﻮﺩ...!!!
گاهی دلی برای تو دلتنگ می شود،

گاه رنگها برای تو بیرنگ می شود .

گاه خاطری به یاد تو خشنود و دلخوش است ،

گاهی لبی برای تو لبخند میزند .

گاهی نفس ز سینه نمی آید از غمت ،

گاهی ز شوق بودنت ، نفسی بند می شود
دیدگاه ها (۲)

امشب افتــاده به جانـــم تب یادت ، چه کنم؟من نــدارم به غم ه...

بسم الله النور.....خدای عاشقیک صبح زیبای دیگر را با ترنمدلنش...

مثل یک جنگل پاییزی سرما خوردهشده ام بی رمق و غمزده و تا خورد...

این شعر توسط مادری که در خانه سالمندان بوده تهیه و نگارش شده...

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...ﻧﺎﺧﻮاستہ...ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎڹ.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط