دیگر برای گفتن بهانه نیست...!خشک است گلوی حرف های هر روزی
دیگر برای گفتن بهانه نیست...!خشک است گلوی حرف های هر روزی!!
چه بگویم؟
از عشق؟!!
از امید؟!!
از روزهایی که در فرار میگذرد...!
از تیک و تاک ساعت و چهار سوی یک اتاق تنهای..؟ یا از شب هایی که جای روز میشود و روزهای که هیچ...؟!
در پی چه باشیم؟!!
اینده ی نا معلوم؟!!
حق های که میخورند و یا عشق های ک میکشند..؟!
کدام سو؟!!
تنها میبینیم.سکوت میکنیم و میشکنیم...!!
با این همه تنهایی فقط یک چیز باقی میماند...
کاش هیچگاه بزرگ نمیشدیم
چه بگویم؟
از عشق؟!!
از امید؟!!
از روزهایی که در فرار میگذرد...!
از تیک و تاک ساعت و چهار سوی یک اتاق تنهای..؟ یا از شب هایی که جای روز میشود و روزهای که هیچ...؟!
در پی چه باشیم؟!!
اینده ی نا معلوم؟!!
حق های که میخورند و یا عشق های ک میکشند..؟!
کدام سو؟!!
تنها میبینیم.سکوت میکنیم و میشکنیم...!!
با این همه تنهایی فقط یک چیز باقی میماند...
کاش هیچگاه بزرگ نمیشدیم
- ۵۷۱
- ۱۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط