نورهای سالن روی سقف پخش شده بود. مسابقهای که کل صنعت کی
نورهای سالن روی سقف پخش شده بود. مسابقهای که کل صنعت کیپاپ چشمش بهش بود. بلکپینک یک سمت سالن نشسته بود، بیتیاس سمت دیگه ی سالن. مدیرها، تهیهکنندهها، دوربینها همه اماده بودن.
اسم اعلام شد.
( جانگ وونیونگ بیاد روی صحنه... تشویق کنین)
نور صورتی ملایمی روی صحنه افتاد.
جین: چه خوشگله....
جونگکوک: اره... به نظر میاد صداش هم خو....
وونیونگ: ععععععع عععع(بچه ها ععععع همون لرزش صدا و جیغ و صدا مرغیه... درواقع ترکیب هر سه تا)
جونگکوک: نظرم عوض شد....ولی هنوز یکم خوبه
اما وقتی به اوج آهنگ رسید، جمعیت دیگه تحمل نکرد و بعضی ها رفتن بیرون
چند نفر آه کشیدن. چند نفر موبایل چک کردن.
رزی: بریم پیش بی تی اس بشینیم؟ حداقل وونیونگ رو از زاویه دورتر میبینیم
لیسا: اونی توروخدا بریم من حالم داره بهم میخورههههه
جیسو: بریم بریم بریم.... اخه این چه ایدلیه.... این به ما و بی تی اس هیت میده؟
جنی:....... اوم.... این می هست اصلا.....(خواهرم تو باغ نیست🙂)
لیسا: همون بهتر نمیدونی
اعضا رفت پیش بی تی اس
رزی: میشه اینجا بشینیم....
جیسو: اخه ما روبروی وونیونگ بودیم...
جیمین: اره اره اره....
نامجون: درک میکنم چرا اومدین اینجا
لیسا: ممنونم
تهیونگ: خب.... اجراتون بی نقص بود دخترا(دارن سعی میکنن حواسشون رو از وونیونگ بکشن بیرون)
جنی: ممنونم... شما هم عالی بودین
جیهوپ: ممنون... این نرقصه سنگین تره....
لیسا: دقیقا....
یونگی: هعیییی... دلم نارنگی هام رو میخوادددد
اجرتی وونیونگ تموم شد هیچکی دست نزد و همه جا ساکت بود...
بعد مجری گفت:
«خب ممنونم... شرکتکننده بعدی… کیم ات»
اسمِ تو تا اومد سالن منفجر شد
تهیونگ: این همون ایدل معروفست؟
جیسو: اره فکر کنم....
نامجون: بهش میگن نکست بلکتن
جونگکوک: واقعا؟
یونگی: پس کارش خوبه
چراغها خاموش شد.
هیچ نور رنگیای نبود. فقط یک اسپاتلایت سفید.
تو قدم زدی وسط صحنه. نه لباس پر زرقوبرق داشتی نه اجرای خفنی.یک لباس کاملا ساده (اسلاید اخر) به همراه اکسسوری هایی که در سادگی زیبا بودن(اسلاید دوم)
میکروفونت با لباست ست بود (اسلاید اول) و همچیز اماده بود.... با این که سبکت هیجانی بود که تونستی کوچلا رو به لرزه در بیاری و صدای خودت نیاد و فقط فن ها بخونن... اینجا برعکس بود و تو اماده بودی...
پیانو شروع شد. نتهای ساده.
صدات که بالا اومد،یالن با همون نت پایین منفجر شد
صدات گرم بود.
حرکتهاتت رو نرم انجام دادی
وقتی دستتو بالا آوردی، انگار نخ نامرئی قلب جمعیتو کشیدی.
ردیف جلوتر جنی که چند دقیقه پیش از اجرای وونیونگ بیحوصله به صندلی تکیه داده بود، صاف نشست.
رزی ناخودآگاه زیر لب با هارمونی همراهی کرد.
لیسا لبخند زد و با عشق نگات کرد
جیسو فقط نگاه کرد…اما نگاهش دقیق بود
کنار جیسو که جونگکوک بود بیاختیار جلو خم شد.
جیمین دستشو روی قلبش گذاشت، انگار ضربات اهنگتو حس میکرد.
نامجون آروم سر تکون داد، و شگفت زده بود
شوگا گوشه لبش بالا رفت. تهیونگ چشم ازت برنداشت. جیهوپ با ریتم انگشت زد روی زانو.
جین: هارمونی صداش دلنشینه
رزی: اوهوم خیلی
جیمین: اون دختره ی عن... اسمش چی بود؟
جیسو:(میخنده) وونیونگ
جیمین: حالا هرچی....با صداش حالت تهوع گرفتم
لیسا: اره... خداییش صداش بد بود...
جونگکوک: این دختره صداش خیلی ارامش بخشه
جنی: این چرا قیافش اینجوری؟(روبه نامجون به تهیونگ اشاره میکنه)
نامجون: شگفت زدست
یونگی: سخنی ندارم.... خیلی کارش خوبه...
جیهوپ: باهاش باید فیت بدم....
رزی: اوهوم... چی؟(با تعجب)
وقتی آهنگ به اوج رسید، نورها کمکم طلایی شد. صدات اوج گرفت اون لحظه سالن دیگه سالن نبود... رسما منفجر شد
نت آخر رو هم رفتی که های نوت سختی بود ولی رفتی....
سکوت.
یک ثانیه.
دو ثانیه.
بعد
انفجار.
نه فقط جیغ. نه فقط تشویق.
مردم ایستادن. یکی یکی
حتی قبل از اینکه دوربینها بگیرن، بلکپینک و بیتیاس هم ایستاده بودن.
برای احترام و چون لیاقتش رو داشتی
وونیونگ پشت صحنه از مانیتور نگاه میکرد. لبخندش محو شده بود، از حسادت
وونیونگ:اخه اون چجوری از من بهتره؟من بهترم...من رو ببینین...من بی نقصم..
منیجر:نه...تو افتضاحی
نور روی صورتت افتاده بود و تو فقط نفس میکشیدی. هنوز نمیدونستی بیرون چه طوفانی راه افتاده. هنوز نمیدونستی اسم «کیم ات» داره مثل ترند آتیش میگیره.
تو تعظیم کردی
و همون لحظه، صنعت کیپاپ یه ستارهی جدید به خودش اضافه کرد
(همون شب)
همجا اسمت بود ـ...
توییتر
«خاننده ی معروف کیم ات ویو 7368292720 رو در یک ساعت کسب کرد»
یوتویوب
«بالا ترین استریم در یک ساعت با رای82726728192982718 میرسه به کیم ات»
اسم اعلام شد.
( جانگ وونیونگ بیاد روی صحنه... تشویق کنین)
نور صورتی ملایمی روی صحنه افتاد.
جین: چه خوشگله....
جونگکوک: اره... به نظر میاد صداش هم خو....
وونیونگ: ععععععع عععع(بچه ها ععععع همون لرزش صدا و جیغ و صدا مرغیه... درواقع ترکیب هر سه تا)
جونگکوک: نظرم عوض شد....ولی هنوز یکم خوبه
اما وقتی به اوج آهنگ رسید، جمعیت دیگه تحمل نکرد و بعضی ها رفتن بیرون
چند نفر آه کشیدن. چند نفر موبایل چک کردن.
رزی: بریم پیش بی تی اس بشینیم؟ حداقل وونیونگ رو از زاویه دورتر میبینیم
لیسا: اونی توروخدا بریم من حالم داره بهم میخورههههه
جیسو: بریم بریم بریم.... اخه این چه ایدلیه.... این به ما و بی تی اس هیت میده؟
جنی:....... اوم.... این می هست اصلا.....(خواهرم تو باغ نیست🙂)
لیسا: همون بهتر نمیدونی
اعضا رفت پیش بی تی اس
رزی: میشه اینجا بشینیم....
جیسو: اخه ما روبروی وونیونگ بودیم...
جیمین: اره اره اره....
نامجون: درک میکنم چرا اومدین اینجا
لیسا: ممنونم
تهیونگ: خب.... اجراتون بی نقص بود دخترا(دارن سعی میکنن حواسشون رو از وونیونگ بکشن بیرون)
جنی: ممنونم... شما هم عالی بودین
جیهوپ: ممنون... این نرقصه سنگین تره....
لیسا: دقیقا....
یونگی: هعیییی... دلم نارنگی هام رو میخوادددد
اجرتی وونیونگ تموم شد هیچکی دست نزد و همه جا ساکت بود...
بعد مجری گفت:
«خب ممنونم... شرکتکننده بعدی… کیم ات»
اسمِ تو تا اومد سالن منفجر شد
تهیونگ: این همون ایدل معروفست؟
جیسو: اره فکر کنم....
نامجون: بهش میگن نکست بلکتن
جونگکوک: واقعا؟
یونگی: پس کارش خوبه
چراغها خاموش شد.
هیچ نور رنگیای نبود. فقط یک اسپاتلایت سفید.
تو قدم زدی وسط صحنه. نه لباس پر زرقوبرق داشتی نه اجرای خفنی.یک لباس کاملا ساده (اسلاید اخر) به همراه اکسسوری هایی که در سادگی زیبا بودن(اسلاید دوم)
میکروفونت با لباست ست بود (اسلاید اول) و همچیز اماده بود.... با این که سبکت هیجانی بود که تونستی کوچلا رو به لرزه در بیاری و صدای خودت نیاد و فقط فن ها بخونن... اینجا برعکس بود و تو اماده بودی...
پیانو شروع شد. نتهای ساده.
صدات که بالا اومد،یالن با همون نت پایین منفجر شد
صدات گرم بود.
حرکتهاتت رو نرم انجام دادی
وقتی دستتو بالا آوردی، انگار نخ نامرئی قلب جمعیتو کشیدی.
ردیف جلوتر جنی که چند دقیقه پیش از اجرای وونیونگ بیحوصله به صندلی تکیه داده بود، صاف نشست.
رزی ناخودآگاه زیر لب با هارمونی همراهی کرد.
لیسا لبخند زد و با عشق نگات کرد
جیسو فقط نگاه کرد…اما نگاهش دقیق بود
کنار جیسو که جونگکوک بود بیاختیار جلو خم شد.
جیمین دستشو روی قلبش گذاشت، انگار ضربات اهنگتو حس میکرد.
نامجون آروم سر تکون داد، و شگفت زده بود
شوگا گوشه لبش بالا رفت. تهیونگ چشم ازت برنداشت. جیهوپ با ریتم انگشت زد روی زانو.
جین: هارمونی صداش دلنشینه
رزی: اوهوم خیلی
جیمین: اون دختره ی عن... اسمش چی بود؟
جیسو:(میخنده) وونیونگ
جیمین: حالا هرچی....با صداش حالت تهوع گرفتم
لیسا: اره... خداییش صداش بد بود...
جونگکوک: این دختره صداش خیلی ارامش بخشه
جنی: این چرا قیافش اینجوری؟(روبه نامجون به تهیونگ اشاره میکنه)
نامجون: شگفت زدست
یونگی: سخنی ندارم.... خیلی کارش خوبه...
جیهوپ: باهاش باید فیت بدم....
رزی: اوهوم... چی؟(با تعجب)
وقتی آهنگ به اوج رسید، نورها کمکم طلایی شد. صدات اوج گرفت اون لحظه سالن دیگه سالن نبود... رسما منفجر شد
نت آخر رو هم رفتی که های نوت سختی بود ولی رفتی....
سکوت.
یک ثانیه.
دو ثانیه.
بعد
انفجار.
نه فقط جیغ. نه فقط تشویق.
مردم ایستادن. یکی یکی
حتی قبل از اینکه دوربینها بگیرن، بلکپینک و بیتیاس هم ایستاده بودن.
برای احترام و چون لیاقتش رو داشتی
وونیونگ پشت صحنه از مانیتور نگاه میکرد. لبخندش محو شده بود، از حسادت
وونیونگ:اخه اون چجوری از من بهتره؟من بهترم...من رو ببینین...من بی نقصم..
منیجر:نه...تو افتضاحی
نور روی صورتت افتاده بود و تو فقط نفس میکشیدی. هنوز نمیدونستی بیرون چه طوفانی راه افتاده. هنوز نمیدونستی اسم «کیم ات» داره مثل ترند آتیش میگیره.
تو تعظیم کردی
و همون لحظه، صنعت کیپاپ یه ستارهی جدید به خودش اضافه کرد
(همون شب)
همجا اسمت بود ـ...
توییتر
«خاننده ی معروف کیم ات ویو 7368292720 رو در یک ساعت کسب کرد»
یوتویوب
«بالا ترین استریم در یک ساعت با رای82726728192982718 میرسه به کیم ات»
- ۲.۴k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط