گآهے
گآهے
نبآید بخشید کسے رآ که
]بارهآ[او رآ بخشیدے
و نفهمید،
تآ این بآر در آرزوے
بخشش تو باشد]
![گآهے
نبآید صبر کرد...
بآید رهآ کرد
و رفت]!
[تا بدآنند اگر مآندے،
]رفتن
[رآ بلد بوده اے...
گآهے
برسرکآرهآیے
که برآےدیگرآن
انجام میدهے
بآید]منت
[گذآشت]!
[تا آن رآ]
کم اهمیت
[ندآنند...
گآهے
بآید]بد[بود،
برآےکسے که]
قدر خوب بودنت
[رآ نمےدآند...
گآهے
به آدم ها
"از دست دادن"
رآ بآید متذکر شد...
نبآید بخشید کسے رآ که
]بارهآ[او رآ بخشیدے
و نفهمید،
تآ این بآر در آرزوے
بخشش تو باشد]
![گآهے
نبآید صبر کرد...
بآید رهآ کرد
و رفت]!
[تا بدآنند اگر مآندے،
]رفتن
[رآ بلد بوده اے...
گآهے
برسرکآرهآیے
که برآےدیگرآن
انجام میدهے
بآید]منت
[گذآشت]!
[تا آن رآ]
کم اهمیت
[ندآنند...
گآهے
بآید]بد[بود،
برآےکسے که]
قدر خوب بودنت
[رآ نمےدآند...
گآهے
به آدم ها
"از دست دادن"
رآ بآید متذکر شد...
- ۷۰۴
- ۱۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط