انتظار یک قدم تا مرگ ●•
انتظار یک قدم تا مرگ ●•
در ب در فجر آرزوها ماندن ماندن تا غروب زندگی تا مرگ•
مایوس و منهدم در خود زیستن تا لحظه منتهی شدن•
چشم ب راه یک دیدار یک منظره زیبا عدم حسرت کشیدن•
تا ب کی ●•
از طلوع آغاز شدن یک عشق تا غروب و ختم یک اشتیاق•
ب امید آزادی ب امید امیدو رهاشدن از رنگ کدراتاق خالی•
از بدو با رویا شدن و سوختن و باخیانت تلف شدن•
بزرگ شدیم ●•
اماکوچک ماندیم درجستجوی گمشده ای ک نامش عشق ست•
عشق آمد ناباورانه آمد افسوس با جامه گرگ زخم زده آمد•
و من چون تنها از ظلمت شب هراس داشتم•
قلب آلوده را با جان ب آغوش کشیدم تا سقوط خویش•
من غافل ندانستم نادانم نمیدانم تا ابد کنج زندانم■
در ب در فجر آرزوها ماندن ماندن تا غروب زندگی تا مرگ•
مایوس و منهدم در خود زیستن تا لحظه منتهی شدن•
چشم ب راه یک دیدار یک منظره زیبا عدم حسرت کشیدن•
تا ب کی ●•
از طلوع آغاز شدن یک عشق تا غروب و ختم یک اشتیاق•
ب امید آزادی ب امید امیدو رهاشدن از رنگ کدراتاق خالی•
از بدو با رویا شدن و سوختن و باخیانت تلف شدن•
بزرگ شدیم ●•
اماکوچک ماندیم درجستجوی گمشده ای ک نامش عشق ست•
عشق آمد ناباورانه آمد افسوس با جامه گرگ زخم زده آمد•
و من چون تنها از ظلمت شب هراس داشتم•
قلب آلوده را با جان ب آغوش کشیدم تا سقوط خویش•
من غافل ندانستم نادانم نمیدانم تا ابد کنج زندانم■
- ۴۸۸
- ۱۷ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط