غروب شد و دوباره باز
غروب شد و دوباره باز
هواے تو زد به سرم
من موندمو خیال تو
با این دل در به درم
غروب شد و بازم دلم
به فکرته به یادته
نگاه بی قرار من
تو حسرت نگاهته
خسته شدم از اینهمه
تنهایی و نبودنت
منتظر تو موندنو
هیچوقت تورو ندیدنت
خسته شدم از اینهمه
آوارگی در به دری
به دنبال تو بودنو
از تو نبودن خبری...
هواے تو زد به سرم
من موندمو خیال تو
با این دل در به درم
غروب شد و بازم دلم
به فکرته به یادته
نگاه بی قرار من
تو حسرت نگاهته
خسته شدم از اینهمه
تنهایی و نبودنت
منتظر تو موندنو
هیچوقت تورو ندیدنت
خسته شدم از اینهمه
آوارگی در به دری
به دنبال تو بودنو
از تو نبودن خبری...
- ۶۷۲
- ۱۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط