{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و زمستانی

و زمستانی
که در وجودِ من
چهار نعل می‌تاخت
آمده بود
تا هرگز نرود...............
دیدگاه ها (۳)

در فاصله‌ی میان هجرانتتا وصالدر من چیزی می‌شکندکه هیچ گاه تر...

سال ها در من پنهان بودپرنده‌ای زخمی و غمگین.....‌‌‌‌......

حالم خوب است!هنوز خواب می‌بینم ابری می‌آید و مراتا سرآغازِ ر...

یک دختر عاقل می بوسد اماعاشق نمی شودگوش می سپارد ولی باور نم...

اونجا که شهریار میگه:یادت نرود، به مردم این دنیا‌دریا بدهی،ک...

در خلأ (غیب) به وجود آمده، آگاه شدیم، همان‌طور که حس وجود دا...

خبر ندارین پس می گم که با خبر بشین !#روسیه داره زیر آبی می ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط