{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب برقا رفت رفتم یه شمع که ته کشو بود ، آوردمش و روشنش

دیشب برقا رفت رفتم یه شمع که ته کشو بود ، آوردمش و روشنش کردم . بعد نیم ساعت که برقا اومد خاموشش کردم و انداختمش ته کشو تا دوباره وقتی برق رفت برم سراغش . یه لحظه یاد خودم افتادم که هروقت دلت میگرفت و بهم نیاز داشتی میومدی سراغم . من همون شمع ته کشوی خونتون بودم که هروقت احساس میکردی لازمه منو در میوردی . منم که دیوونه ، عین شمع پا به پات سوختم تا روشن شی . بعد چی میشد ؟ تا زمانی که دوباره دلت میخواست مینداختیم ته کشو . خواستم بگم کسیو شمع زندگیتون نکنید ، شما نمیفهمید ولی اون شمع تو زندگی خودش آب میشه!

#کپشن 🌺
دیدگاه ها (۲)

مهربان که باشیهمش نگرانیکه کسی ازت ناراحت نشهولی تهشاین تویی...

وقتی یه دختر ساکته یا داره بیش از حد فکر میکنه،یا خسته از صب...

زندگی برایت پر معناتر خواهد شدوقتی که، این حقیقت ساده را درک...

می‌خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند.ستایش کردم ، گفتند خرافا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط