{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

headlights از گروه archive

headlights از گروه archive

They’re telling me it won’t be long
The door is shut
The suits are on
Too bright to be day

To hurt anyway
Still there’s no view
No green, no blue

The headlights above
They don’t know love
You smile to please
I try to care

You break my heart
You break my heart

I love you here
I love you here.
ان ها به من می گویند، که زیاد طول نخواهد کشید.

در بسته است

لباس ها پوشیده شده اند

روشن تر از آن است که بتوان گفت روز است

برای درد بخشیدن، به هر دلیلی

هنوز هیچ چشم اندازی نیست

نه سبز و نه آبی

نور های آن بالا

عشق را نمی فهمند

تو لبخند میزنی تا خوشنود کنی

من تلاش می کنم تا اهمیت بدهم

تو قلب مرا می شکنی

تو قلب مرا می شکنی

من اینجا تو را دوست دارم

من اینجا تو را دوست دارم
دیدگاه ها (۱)

سلام. روزه دارید ماشا الله موید باشی .

hope of a new dawn with for you

شعر مللروزی می‌رسد | مارین سورسکواثری از:سینا کمال‌آبادی مار...

And prayed to have my sins forgivenWith such a fervent zeal,...

ولی دوستی های دو نفره

⋆꙳•̩̩͙❅*̩̩͙‧͙ ‧͙*̩̩͙❆ ͙͛ ˚₊⋆˚˖𓍢💙✧˚.🌌󰋆⋆꙳•̩̩͙❅*̩̩͙‧͙ ‧͙*̩̩͙❆ ͙...

‌                   ش݁بنم عشᩛق ، بر گ𑪏ꨲلبرگ دلم𐇽 نشس݁ꨲت.    ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط