{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غمم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
 
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
 
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم، که قلم یادم رفت
 
کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت
دیدگاه ها (۱)

به آن اشکی که میدانی به حد مرگ دلتنگمهوای گریه دارم من ، ولی...

از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاهتا بسازی با روانم با شرو...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

تو تنها کسی هستی که دارمو می توانم با اودر یک شب زمستانی سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط