{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اورفت برگردد ومن

اورفت ڪہ برگردد ومن
چشم براهم
عشقش بہ خدا
شدهمہّ ی جُرم ﻭ گناهم…

اورفتﺍگرجاےدگر
یار ِڪسے شد
آتش ﺯند آخر
بہﺩلش شعلہٌ آــهم…

ﺍﻭﺭفت ﻭ نفهمید
چہﺭنجےبہﺩلمﺩاد
خوﻥمےچڪدامروز
ازاین چشمِ سیاهم…
دیدگاه ها (۲)

باتو بودن آرزویی تا ابدشاید محال ... !خوش به حالهرکسی دلتنگ ...

رژ میکشی بر لب..ولی دانی قیامت میکنیبر کودتایم از چه رو گه ا...

با لب‌هامروی چشم‌هاتعلامت تعجب بگذارمکه هر وقت علامت خطر دید...

نگاهت را نوشته‌ام صدایت را بوسیده‌امو لبخندت را سنجاق کرده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط