ایستاده ام کنار پنجره
ایستاده ام کنار پنجره
با نگاهی ممتد
پیوسته در امتداد تاریکی شب
اندیشه هایم مبهوت به فرا سوی گذشته ها
مبهوت به گذشته هایی که دیگر نیست
گذشته ای که زود گذشت...
دفتر عمر من به هراس رفت
کجایی!!؟
دل من یاد تو افتاد
چقدر جای دلت خالیست
حضورت گر کنارم نیست!
نگاهت گر به سویم نیست!
ولی جای قدمهایت
طنین اهنگ صدایت،
اواز تکیه گاهت،
هنوزم در دلم باقیست....
با نگاهی ممتد
پیوسته در امتداد تاریکی شب
اندیشه هایم مبهوت به فرا سوی گذشته ها
مبهوت به گذشته هایی که دیگر نیست
گذشته ای که زود گذشت...
دفتر عمر من به هراس رفت
کجایی!!؟
دل من یاد تو افتاد
چقدر جای دلت خالیست
حضورت گر کنارم نیست!
نگاهت گر به سویم نیست!
ولی جای قدمهایت
طنین اهنگ صدایت،
اواز تکیه گاهت،
هنوزم در دلم باقیست....
- ۱.۱k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط