{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوهها در خوابه امشب
به هر شاخی دلی سامان گرفته
دل من در تنم بی تابه امشب

#سیاوش_کسرائی

دیدگاه ها (۲)

‌دوبــاره می نـویسمتکنـارِ بیــــت آخـــــرمو چکه چکه، می چک...

‌‌مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نویادم از کشته خویش آمد و هنگام...

‌بودنت زیباست ...مثل تابیدن آفتاب،بر ساقھ‌های تُرد بابونھ......

‌چه عقده‌هاست به کار دلم ز بخت سیاهکه زلف دوست بلند است و دس...

پارت ۴(خو ساکورا رو مخفف اسمشو میذاریم S.k, قاطی نکنید.)S.k:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط