صحبت از پژمردن یک برگ نیست
صحبت از پژمردن یک برگ نیست...
دست خون الوده را...در پیش چشم خلق پنهان میکنند ...
هیچ حیوانی ب حیوانی نمی دارد روا...
انچه این نامردان با جان انسان میکنند ...
صحبت پژمردن یک برگ نیست ...
فرض کن ...مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست...
فرض کن... یک شاخه گل هم در جهان نرست...
فرض کن... جنگل بیان بود از روز نخست...
در کویری سوت کور ...
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور...
صبحت از مرگ محبت... مرگ عشق...
گفت گو از مـــرگــ انــســانـیـت است ...
دست خون الوده را...در پیش چشم خلق پنهان میکنند ...
هیچ حیوانی ب حیوانی نمی دارد روا...
انچه این نامردان با جان انسان میکنند ...
صحبت پژمردن یک برگ نیست ...
فرض کن ...مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست...
فرض کن... یک شاخه گل هم در جهان نرست...
فرض کن... جنگل بیان بود از روز نخست...
در کویری سوت کور ...
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور...
صبحت از مرگ محبت... مرگ عشق...
گفت گو از مـــرگــ انــســانـیـت است ...
- ۵.۴k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط