سناریو(درخواستی):
سناریو(درخواستی):
وقتی از سرکار میان و میبینن داری براشون دمنوش درست میکنی :
نامجون : تمام روز منتظر بودم برگردم خونه ولی فکر نمیکردم یکی اینقدر قشنگ ازم استقبال کنه ممنونم
جین : تو از کجا میفهمی دقیقا بعد از یه روز کاری چیزی که بیشتر از همه لازم دارم یه فنجون دمنوش و دیدن توئه ؟
شوگا : خستگی امروز با دیدن تو و این دمنوش نصف شد بقیش هم با یه لبخندت میره
جیهوپ : لازم نبود خودت و به زحمت بندازی ولی اعتراف میکنم هیچ چیز به اندازهی این محبتت حالمو خوب نمیکنه
جیمین : هر بار که اینجوری مراقبمی بیشتر میفهمم چقدر خوش شانسم که تو رو دارم
تهیونگ : میدونی ؟ شاید این فقط یه دمنوش باشه ولی برای من یعنی یکی منتظرم بوده و به فکر خستگیم بوده
جونگ کوک: بذار اول یه تشکر درست و حسابی ازت بکنم بعد دمنوش و میخورم
نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
وقتی از سرکار میان و میبینن داری براشون دمنوش درست میکنی :
نامجون : تمام روز منتظر بودم برگردم خونه ولی فکر نمیکردم یکی اینقدر قشنگ ازم استقبال کنه ممنونم
جین : تو از کجا میفهمی دقیقا بعد از یه روز کاری چیزی که بیشتر از همه لازم دارم یه فنجون دمنوش و دیدن توئه ؟
شوگا : خستگی امروز با دیدن تو و این دمنوش نصف شد بقیش هم با یه لبخندت میره
جیهوپ : لازم نبود خودت و به زحمت بندازی ولی اعتراف میکنم هیچ چیز به اندازهی این محبتت حالمو خوب نمیکنه
جیمین : هر بار که اینجوری مراقبمی بیشتر میفهمم چقدر خوش شانسم که تو رو دارم
تهیونگ : میدونی ؟ شاید این فقط یه دمنوش باشه ولی برای من یعنی یکی منتظرم بوده و به فکر خستگیم بوده
جونگ کوک: بذار اول یه تشکر درست و حسابی ازت بکنم بعد دمنوش و میخورم
نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
- ۱۳۲
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط