سناریو

سناریو
™™™™™™™
وقتی تو دعوا هولت میدن، می‌خوری به دیوار و از ترس زبونت بند میاد
™™™™™™™™
نامجون: هِی هِی متاسفم... ازم نترس باشه؟؟
™™™™™™™™
جین: برای چی رو اعصابم را میری که اینکارو کنم؟ خوشت میاد جفتمون زجر بدی؟!
™™™™™™™™
یونگی: (چند لحظه بعد متوجه می‌شه و باعث میشه خودشم شوکه شه)
™™™™™™™™
هوسوک: من.... الان... اونو زدم؟... چطوری؟! (با‌ خودش حرف می‌زنه) ا.ت!(میاد سمتت)
™™™™™™™™
جیمین: (همین که هولت داد فهمید و خودش گرفتت)
™™™™™™™™
تهیونگ: (می‌خواد بیاد سمتت)
ا.ت: ن..نیا... نز.. دیک
™™™™™™™™
جونکوک: (متوجه ضرب دستش می‌شه) اوه من متاسفم. حالت خوبه؟
™™™™™™™™

لایک نمی‌کنین؟

پیج فیکای آینده
@shuka_fiction
دیدگاه ها (۰)

بچه‌ها اینو دارم تو @shuka_fiction می‌نویسم. مایل به خوندنش؟

حالم خراب است یونو؟...برم به فیک جدیدم برسم...تو این پیج نی ...

سناریو®®®®®®®®وقتی خودزنیتو میبینن و خجالت می‌کشی... ®®®®®®®...

سناریووقتی درصد افسردگیتو لو میدی(87 مثلا) (به عنوان عضو هشت...

ببخشید دیر گذاشتم

اینم از ادامه پارت ۱۱

وقتی تورو با خودش میبره حموم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط