{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرباز از برج دیده بانی نگاه می کرد و عکاس را می دید که بی

سرباز از برج دیده بانی نگاه می کرد و عکاس را می دید که بی خیال پیش می آمد.
سه پایه اش را به دوش می کشید.
هیچ توجهی به تابلوی«منطقه نظامی/ عکاسی ممنوع» نکرد.
هوا سرد بود و حوصله نداشت از دکل پایین بیاید.
مگسک را تنظیم کرد و لحظه نفس در سینه اش حبس شد.
تلفن که زنگ زد، تیرش خطا رفت.

ـ جک خواهرت از مینه سوتا آمده بود تو را ببیند.
همان که عکاس روزنامه است.
فرستادمش سر پستت تا غافلگیر شوی ...
دیدگاه ها (۷)

سرباز از برج دیده بانی نگاه می کرد و عکاس را می دید که بی خی...

می گویند تیمور لنگ مادر زادی لنگ بود و یک پایش کوتاه تر از د...

این گلها تقدیم به همه بچه های ویس

سلام به تمام دوستان گلم ممنون از لطف و مهربونیتونسال نو مبار...

♨️سرباز از برج دیده بانی نگاه می کرد و عکاس را می دید که بی ...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بعضی نام‌ها با رفتن تمام نمی‌شوند؛در قاب عکس‌ها در سکوت شب‌ه...

♦️همسر حدادعادل: پوتین به یکی از مسئولان ما گفته بود شما قدر...

♨️ردپایی از کشتی‌ها در مسیر هرمز نیست🔹تصاویر ماهواره‌ای منتش...

♨️سخنگوی سپاه پاسداران: تنگه هرمز نه تنها باز نیست، بلکه شکا...

♨️وزیر خارجه عراق: نیروهای آمریکایی به طور کامل از عراق خارج...

♨️فواد ایزدی،استاد دانشگاه تهران:🔹وقتی رئیس‌جمهور ایران را م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط