{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلش می خواست نباشد

دلش می خواست نباشد
چمدانش را بست
تمام شهر را با خود برد ...
دیدگاه ها (۱)

من پر از گریه و بغضم ،تو چه هستی...؟من صدای قدمی خسته ام اما...

به خودم آمدم انگار تویی در من بوداین کمی بیشتر از دل به کسی ...

آموزنده‌ خیلی وقتها میشنویم توی رابطه میگن طرف آدم حسابیه! آ...

در زندگی یک روز هایی هست...که نمیدانی دقیقا چه میخواهی !نمید...

یک نفر در من

گاهی آدم دلش می‌خواهد فقط چند کلمه بگوید... نه برای اینکه ص...

آخرین غروب تابستان است؛ خورشید هم انگار دلش نمی‌آید برود، پر...

دلم هوای انتهای اون کوچه رو کرده....که در دیوارش هم

فقدان، وقتی به خانه می‌آید، تنها یک نام را نمی‌برد؛ تمامِ مع...

تو نَباشی ماندن به چه دَردی می‌خورد؟به کدام شَهر بروَم که حض...

گریه نیستااا…فقط یه کوچولو دلش توجه می‌خواد😂❤️

شهر من، من بتو می‌اندیشم...

کاش می‌توانستمهمه‌چیز را در یک چمدان بگذارم و بروم..بروم جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط