{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـــــــــــــرد است دیگر...

مـــــــــــــرد است دیگر...
گاهی تند میشود و گاهی عاشقانه میگوید..
مـــــــــــــرد است دیگر..
غرورش آسمانو دلش دریاست...
تو چه میدانی از بغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد...؟
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده...؟
تو چه میدانی???!!!!......
از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش...؟
مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد
دیدگاه ها (۶)

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

پارت شش

سلام سلام من با یه فیک جدید اومدم ..............name:شکوه رن...

پرنسس ناخواسته

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۳۴ (هشدار کارای زیرپتویی و عذرخواهی بخاطر یک هفته.. شای...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط