{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دود بود و دود بود و دود بود

دود بود و دود بود و دود بود
گل میان آتش نمرود بود

شعله می پیچید بر گرد بهار
خون دل می خورد تیغ ذوالفقار

یک طرف گلبرگ اما بی سپر
یک طرف دیوار بود و میخ در

میخ یاد صحبت جبریل بود
شاهد هر رخصت جبریل بود

قلب آهن را محبت نرم کرد
میخ از چشمان زینب شرم کرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد
میخ کم کم از خجالت سرخ شد

گفت با در رحم کن سویش مرو
غنچه دارد، سوی پهلویش مرو

حمله طوفان سوی دود شمع کرد
هرچه قوت داشت دشمن جمع کرد

روز، رنگ تیره ی شب را گرفت
مجتبی چشمان زینب را گرفت

پای لیلی چشم مجنون می گریست
میخ بر سر می زد و خون می گریست

جوی خون نه تا به مسجد رود بود
دود بود ودود بود و دود بود
دیدگاه ها (۴)

ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻋﺴﻞ ﺩﺭ ﺷﻠﻐﻢ ..ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻌﺠﻮﻥ ﻋﺴﻞ ﺩﺭ ﺷﻠﻐﻢ . ، ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ...

ابتدا میوه مورد علاقه‌تون رو انتخاب کنین،بعد برید آخر پست ،ن...

هوایی شده دلم بازبی هواحالم خنده داره واسه ادمازمستونه ودستا...

سناریو ساسونارو # 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️ ف...

چپتر چهارم

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 116✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط