{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز بعد دامبلدور میاد و راجب جشن یول و اینا حرف میزنه و ه

روز بعد دامبلدور میاد و راجب جشن یول و اینا حرف میزنه و همه دنبال یک همراه میگردن
دراکو ویو
داشتم به سمت کتابخانه می‌رفتم که دیدم لیسا هم نشسته و یه گله پسر دورشن و دارن بهش پیشنهاد میدن خونم به جوش اومد بعد از اون همه برنامه که منو لیسا برای جشن یول داشتیم حالا باید ببینم که خانوم کی رو برای همراهی انتخاب میکنه ناگهان لیسا برای یک لحظه نگاهش رو روی من میندازه و منم که هنوز از قضیه خاستگاری جاناتان عصبانی بودم بدونه هیچ فکر رفتم پیش آستوریا که داشت کتاب میخوند و بهش پیشنهاد داد
(شب جشن وقتی همه داشتن میرقصیدن )
ویو لیسا
مثلاً لیسا داشت شراب میخورد و گریه میکرد و سیگار که خودش با کاغذ درست کرده بود رو می‌کشید کلا حالش بد خراب بود
دراکو وقتی داشت از اونجا در میشد صدای گریه های لیسا رو شنید و ناخودآگاه به سمت اتاقش رفت و دید عکس دراکو رو میزه و لیسا هم اینطوری شده اما سعی میکرد هنوز هم سرد و مغرور باشه
🍏این عکس اینجا چیکار میکنه؟
🤍(با صدای مست)گمشو بیرون من فقط می‌خوام این عکسو پاره کنم
🍏نزدیک میاد و عکسو ور میداره و میگه حیف نیست میخوای همچین لبخند جذابی رو پاره کنی نمیدونی این عکس چقدر کمیابه
🤍برو بیرون بچه پرو حوصله ندارم میزنم شتکت میکنما(با صدای بچگانه)
🍏پاشو برو صورتتو بشور این نمایش چیه برای خودت راه انداختی سیگار نامرئی؟
لیسا لج می‌کنه و دست به سینه اخم می‌کنه و مثل بچه ها قهر می‌کنه دراکو هم به ناچار لیسا رو براید استایل بغل می‌کنه و به سمت حیاط می‌بره تا صورتشو بشوره آخه لیسا ۲ تا بطری بزرگ نوشیده بود و براش خطرناک بود
دیدگاه ها (۰)

رقص بلک پینک

گریم گرفت😭

پارت ۳

پارت ۴

تکپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط