{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم
دل دادم و شعرِ عشق انشا کردم...
#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۲)

چه انتظارِ عظیمی‌نشسته در دل ماهمیشه منتظریم و کسی‌ نمی‌آید ...

محبوب من بیا تا اشتیاق بانگ تو در جان خسته ام شور و نشاطِ عش...

چقدر زیباستکسی را دوست بداریم نه برای نیاز نه از روی اجبار و...

امشب در آغوشم بکش، بشکن غرورم رابا بوسه‌ای برهم بزن، شرمِ حض...

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل، آفرین دل، مرحبا دل!#ابوالق...

هر جا که رخت مظهری از قاب خیال استجز یاد تو بر دیده و دل پوچ...

می‌گن عشق رنگ نداره…اما دلِ من آبیِ از وقتی چشم وا کردم💙

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط