{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" Win on love"

" Win on love"
Love wins in the end?
Part:20
این دوساعت برای کوک بهتر از صبح گذشت.. حالش بهتر بود. انگار دیگه مجبور نبود.. فقط یه انتخاب و درخواست بود.. یه خواستی که انگار کوک هم راضی بود..
دکتر:جواب آزمایش هاتون آمده بفرمایید تو.
هر پنج تای اونا به داخل اتاق رفتن. و منتظر پاسخ آزمایششون دکتر بودن
پ.ته: خوب آقای دکتر نتایج اونی هست که من بخوام.؟
دکتر:شرمنده آقای کیم هردوی اونا رابطه داشتن. .
تهیونگ لبخندی محو زد.
پ.ته: مطمعنید که جواب آزمایش ها اشتباه نشده؟
دکتر:بله آقای کیم
یونگی:نکنه میخوای لخت شیم جلوت انجام بدیم باور کنی ؟ ها
پدر تهیونگ سکوت کرد.
پ.ته:خوب کی میخواین ازدواج کنید؟
تهیونگ: برا عروسی دعوتت میکنیم نگران نباش
اروم کوک رو برآید بلند کرد
تهیونگ:بچها تو ماشین منتظرتونم.
و رفت به سمت ماشین. کوک روی روی صندلی جلو گذاشت و کمربند و اروم براش بست.. و ملایم زمزمه کرد
تهیونگ:خیلی درد داری؟
کوک: نه و سرشو تکون داد
تهیونگ:چیزی نمیخوای؟
کوک: نوچ
تهیونگ : می‌خوام که اگه تو اوکی باشی یه سفر چهارتایی.
کوک سرشو تکون داد و تهیونگ ادامه داد
تهیونگ:بریم هرحا تو دوست داری.. هاوایی؟ کانادا؟ ایتالیا؟ شایدم بلژیک؟ کجا رو دوست داری بریم ؟
کوک :نمیدونم . میشه یکم بهش فکر کنم؟
تهیونگ لبخندی زد
تهیونگ: تا فردا وقت داری
زد روی بینی کوک.
با آمدن یونگی و جیمین مکالمشون تموم شد. تهیونگ سمت در راننده رفت و نشست و به سمت خونه رفتن.
کنار یک کافه ایستاد
تهیونگ:یونگی بپر پایین یه قهوه برا من بگیر . بقیه هرچی خواستن براشون بگیر.
کوک:شیر موز میخام من
جیمین:کاپوچینو.
یونگی رفت و بعد از حدود نیم ساعت دست پر برگشت و به خونه برگشتن.. هر چهارتا خستگی بینهایتی داشتن و تصمیم گرفتن یکم بخوابن
کوک تنها روی تخت دراز کشید بود و چشماشو میمالوند. تهیونگ از حموم بیرون آمد و نگاهی به کوک کرد
تهیونگ :چرا نخوابیدی پس؟
کوک: تهیونگ یه چیزی داره اذیتم می‌کنه میشه بهت بگم؟
کنار عزیزش نشست و نگاهی به صورت کوک کرد
تهیونگ:اره عزیزم گوش میدم
کوک: خوب راستش....

شرطا:
۳۰تا لایک ،۱۰بازنشر,۵۰کامنت

بچها خالتون مریض شوده درد داره، یدونه دیگه پارت میزارم بقیشو شرطا رسید میپیچونمتون فردا میزارم 🫪🌷
دیدگاه ها (۸)

″Why we″His eyes are still shiningPart:۵انگار که تهیونگ فهمی...

″Desirée″Part:0خاله براتون فیکککک جدید اوردههههه هورااااا دس...

″Why we″His eyes are still shiningPart:5یوجین:حسرتشو تو دلت ...

پدر خوانده عاشق پارت آخر.

#دوستی_اجباری#پارت_۲۰و خواست تهیونگ رو بزنه که کوک جلوی دستش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط