P43

(17 سال بعد) 
(نایون ویو)
درحالی که لقمه تو دهنم بود دویدم سمت در عمارت ، ای وای دوباره کلاسم دیر شد حالا چه گلی بمالم اگه اینبار منفی بگیرم کارم تمومه ، رسیدم دم در عمارت و تا اومدم در رو باز کنم صدای خانم پارک تو گوشم پیچید
خانم پارک : نایون دوباره دیر کردی ؟
لبخند ساختی زدم و گفتم : نه فقط خواب موندم
خواستم از در برم بیرون که صدای خاله جیسو رو شنیدم که زد رو شونم و گفت : امروز امتحان داری ؟
نایون : آره ، شما از کجا فهمیدین ؟
کاغذ های ریزی که دیشب کلی براش زمان گذاشتم رو گرفت جلوم و گفت : بدون تقلب که نمیشه بری
خندیدم و گفتم : اینا تقلب نیست 
جیسو : اها پس میشه بفرمایید اینا چین ؟
نایون : خاله جیسو اذیت نکن دیگه من فقط مینویسم که یادم نره
خندیدو گفت : آفرین خوشم میاد به خودم رفتی  ، مهم اینه که تو بیست بگیری حالا چه با تقلب چه بی تقلب .
نایون : ایول خاله ی پایه ی خودم
لپش رو بوسیدم و سریع از در زدم بیرون اون بهترین خاله ی دنیاس ، خاله جیسو همیشه میگه من به مامانم رفتم و قیافم دقیقا شبیه اونه.
از در عمارت اومدم بیرون و به ساعت نگاه کردم ساعت 6 و نیم صبح بود نیم ساعت دیر کردم اشکال نداره فقط باید زود برسم سریع گوشی برداشتم و شماره جین یونگ رو گرفتم که با دوتا بوق برداشت .
جین یونگ : جانم
نایون : الو جین یونگ میتونی بیای دنبالم ؟
جین یونگ : کجایی ؟
نایون : دم عمارت
جین یونگ : دو دقیقه دیگه اونجام
گوشی رو قطع کردم و همینطور که منتظر جین یونگ بودم به برگه های تقلبم نگاه کردم امتحان امروز راجب تاریخ بود ، خونده بودم ولی خوب تقلبم ضرر نمیکرد .
تقالب ها رو گذاشتم تو جیبم تا بعدا یه جای خوب جاسازشون کنم ، به ساعت نگاه کردم که دوقیقه شده بو..... که ماشین لوکس جین یونگ دم در عمارت وایساد ، شیشه رو داد پایین و گفت : چطوری خوشگله  بپر بالا
رفتم و سوار ماشین شدم و گفتم : جین یونگ زود برو که دیرم شده
جین یونگ : امتحان داری ؟
نایون : آره
جین یونگ : اوکی
بعدم سرعت ماشین رو زیاد کرد و رفت به سمت مدرسم دوست پسر داشتن اینجور وقتا خیلی خوبه ها مخصوصا جین یونگ که میدونم واقعا دوستم داره
به چند دقیقه نرسید که رسیدیم دم مدرسه ، خواستم از ماشین پیاده شم که جین یونگ دستم رو گرفت و گفت : اول جایزه منو بده بعد برو
ای سواستفاده گر دوباره جایزه خواست ، نزدیکش شدم و آروم بوسیدمش بعدم رفتم و از ماشین پیاده شدم .
جین یونگ : امتحان دادی دوباره باید به من جایزه بدی
نایون : باشه میدم
براش با لبخند دست تکون دادم که اونم متقابل برام دست تکون داد .
دیدگاه ها (۲)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

ازدواج اجباری

پارت ۲۷

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

پارت ۲۷

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

انتخابی بی بازگشت. Part.3

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط