آمده ام تا تو بسوزانی امخسته از اندازه جنجال هااز گذر سوق به گودال هاازشب چسبیده به چنگال هابا گذر تیر که ازبال ها،آمده ام با عطش سال هاتاتو کمی عشق بنوشانی ام.. ماهی برگشته زدریا شدم،تا تو بگیری وبمیرانی ام..