{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

| خواهمت تا که شبی تنگ در آغوش کشم

| خواهمت تا که شبی تنگ در آغوش کشم
چه غمم گر خطری صبح درآید پیشم

*- شاطرعباس صبوحی*
دیدگاه ها (۰)

افتاده درین راه، سپرهای زیادییعنی ره عشق است و خطرهای زیادیب...

هر آنچه از آن پرهیز نتوانی کرد، تو را خواهد کشت، به مرور، تک...

چیزی که بین ماست، از غم فراتر است…

همه‌ی ما، یک روز، یک‌جا، با یک اتفاقتمام وجودمان را از دست د...

کنج آغوشت اگر جایم دهی امشب مرامن پر آ وازه ترین معشوق دنیا...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

🍒🌱با دلم بازی نکن؛ من بی تو رسوا می شوم..آشنای غربت؛ اینجا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط