{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P17🐣






&من جدا خیلی عذر میخوام اصلا نمیدونم چی بگم هر چقدرم که عصبی باشین بهتون حق میدم و حاضرم هر تنبیهی که باعث میشه کارامو جبران کنم رو قبول کنم
-تنبیه؟
&بله{هنوز از شرمندگی سرش پایینه}
-{سرشو با دستاش میاره بالا} میا من از اینکه به خودت آسیب زدی ناراحتم بعد میگی که تنبیهت کنم؟
آخه من چطوری دلم میاد
&داداش لطفا خواهش میکنم اینطوری من آروم میشم
-میا محض رضای خدا چرا چرت و پرت میگی
& نه چرت و پرت نمیگم
-چرا بدجوری هم داری میگی فکر کنم این حرفا خیلی بهت فشار آورده و خستت کرده برو بالا تو اتاقت یکم استراحت کن حالت بهتر شد حرف میزنیم
&داداش لطفا منو از خودت نرون
-من همچین کاری نکردم فقط میگم یکم استراحت کن
&اما داداش
-میا گفتم برو بالا
&چشم{میره بالا تو اتاقش}






یونگی«اوف خدای من دارم دیوونه میشم من با این بچه چیکار کنم آخه مگه من چقدر براش بد بودم که اینقدر احساس بدی داشت و این همه به خودش آسیب رسوند اون هنوز سنی نداره فقط چهارده سالشه مگه چقدر مرگ مامان و بابا براش سخت بوده که اینطوری بهم ریخته؟
اولش تصمیم گرفته بودم باهاش قهر باشم تا بفهمه که چه کار اشتباهی انجام داده اما بعدش گفتم اون خودشم پشیمونه مطمئنم این رفتارا دست خودش نبوده همین الانشم حسابی بهم ریخته و ترسیده پس بهتره منم دیگه این ماجرا هارو فراموش کنم و سعی کنم بیشتر کنارش باشم تا این احساسش از بین بره پس به خاطر همینم بلند شدم و رفتم بالا در اتاق میا رو باز کردم که دیدم دراز کشیده رو تخت





-میا؟ خوابی؟
&داداش {میخواست از رو تخت بلند بشه}
-نمیخواد دراز بکش{میشینه لب تخت}
&کارم داشتین؟
-نه همینطوری اومدم
&اخه فکر کردم گفتی نمیخوای منو ببینی
-من هیچ وقت به همچین چیزی رو نگفتم من فقط گفتم برو و استراحت کن چون داشتی چرند میگفتی
&من کجا چرند میگفتم
-همین قضیه تنبیه دیگه آخه مثلا من با تو چیکار میتونم بکنم
&گفتم شاید باعث بشه عصبانیتت بخوابه
-عصبانیت ؟ من عصبی نیستم از دستت من فقط دلخورم که چرا این کارارو با خودت کردی که اونم گفتی دست خودت نبود و افکارت کنترل ترو به دست گرفته بودن
&واقعا؟
-اره و اینکه از فردا میریم پیش یه تراپیست
& تراپیست ؟
-اره
& واسه ی چی
-دلم نمیخواد این احساس و افکار همش توی ذهنت باشن من دوست ندارم تو عذاب بکشی
&داداش
-بله
& میشه نریم پیش تراپیست ؟
-چرا ؟
&من واقعا دوست ندارم اصلا حس خوبی بهم نمیده
-اما این برای خودته عزیزم
&میدونم اما من واقعا نمیخوام...البته اگه این شمارو راصی میکنع هیچ حرفی نمیزنم
-باشه قبول اگه دوست نداری نمیریم اما باید یه قولی بهم بدی
&چی
-اینکه از این به بعد اگه چیزی اذیتت کرد قبل از اینکه کاری بکنی فقط و فقط بیا پیس خودم
&باشه قول میدم با تمام وجدوم قول میدم
-{لبخند} آفرین حالا شد.....ای وای
&چیشد
-چشماشو نگاه خدایا انقدر گریه کردی کل چشمات قرمز شدن
&چیزی نیست
-خیلی اذیت شدی امروز یکم بخواب باشه؟
&باشه{پتو رو میکشه رو خودش و چشماشو میبنده و خیلی سریع خوابش میبره}






ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳۳)

P18🐣یونگی«وقتی دیدم خوابش برد منم بلند شدم و رفتم اتاق خودم ...

P19🐣-جوجه& بله -دل دردت بهتر شد؟& هنوزم یکم درد دارم اما قاب...

جواب ناشناس ها 🐣ببخشید اگه دیر شد کلا یادم رفته بود ناشناس د...

ادامه ی پست قبلی→&ممنونم ازت-دیگه نمیخوام هیچ وقت....هیچ وقت...

P11🐣میا« نمیدونم واقعا چم بود و چرا اینجوری شده بود بدنم فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط