{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خندی و لباس شب از شهر می دری

می خندی و لباس شب از شهر می دری
اینــگونه در نظام جهـــان دست می بری!

دامن خلیج، چهره خزر، مو هزار چم
در یک نگاه پنجره ای رو به کشوری

خواهان "پهلوی" شده این شهر، .بلکه تو
برداری از هراسِ "رضـــا شاه " روسری

باور نکردنی است پس از قرنها هنـــوز
چون دلبران دوره ی "سعدی" ستمگری

مویت سپاه موج و دلم قلعه ای شنی است
جنگــی نبـــوده است بــــه ایـــن نابرابری!

زیبــــــاترین لبــاس جهان است بر تنت
از تن اگــــر هر آنچه که داری ، درآوری

"از هر چه بگذرم سخن دوست خوش تراست"
از دوست بگذرم ... کـــه تــو از دوست بهتری!
دیدگاه ها (۳)

آغوش من دروازه های تخت جمشید استمی خواستم تو پادشاه کشورم با...

امشب عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز!بی من چه شیرین میروی…من...

ناز چشمـــانِ خـمــارِ تـــو خــریــدن داردســاحــلِ چــهــر...

زیبا !هوای حوصله ابری استچشمی از عشق ببخشایمتا رود آفتاب بشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط