﷽
﷽
من و یک دردسر تازه خدا رحم کند
دهن مردم و دروازه ، خدا رحم کند
این لباسی که قرار است بپوشم ، عشق است
کی شود بر تنم اندازه ، خدا رحم کند
همه ی شهر خبر می شود از ، راز دلم
مردم و یک دهن بازِ ... خدا رحم کند
دل همان وقت که از عشق سخن می گفتی
گفت یک دردسر تازه ، خدا رحم کند " "
من و یک دردسر تازه خدا رحم کند
دهن مردم و دروازه ، خدا رحم کند
این لباسی که قرار است بپوشم ، عشق است
کی شود بر تنم اندازه ، خدا رحم کند
همه ی شهر خبر می شود از ، راز دلم
مردم و یک دهن بازِ ... خدا رحم کند
دل همان وقت که از عشق سخن می گفتی
گفت یک دردسر تازه ، خدا رحم کند " "
- ۱.۳k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط