{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر نيستي

آنقدر نيستي

آنقدر تنهايم

كه وقتي ميخوابي،با چشمهايت حرف ميزنم كه شب بخيرم با صبح بخير تو آغاز ميشود

مرا ببين ،من به بودنت قانعم
دیدگاه ها (۱)

تو “انتظار” چه دانیتو “بی قرار” چه فهمیتو چشم عشق دیده ای؟تو...

زیبا هوای حوصله ابری استچشمی عاشق ببخشایمتا رود آفتاب بشوید ...

هرگز نکشممنت مهتاب جهان راتاریکی شب‌های مراروی تو کافیستشبت ...

دلم از آن غافلگيرى هاى ناب مى خواهد!مثلا اينكه خدا پشت درِ ز...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

پارت ۴

رمان جیمین و ا/ت پارت شیش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط