علی جان دیده بگشا
علی جان دیده بگشا...
دیده بگشا از کرم، رنجورِ دردستان علی
بهر مروارید غم، گنجور مردستان علی
دیده بگشا، رنج انسان بین و سیل اشک و آه
کبر پَستان بین و جام جهل و فرجام گناه
تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه
دیده بگشا بر ستم، در این فریبستان علی
شمع شب های دُژم، ماه غریبستان علی
دیده بگشا ای صنم، ای ساقیِ مستان علی
تیره شد از بیش و کم آیینه هستان علی
┏━⊰✾✿✾⊱━━━━━━
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
دیده بگشا از کرم، رنجورِ دردستان علی
بهر مروارید غم، گنجور مردستان علی
دیده بگشا، رنج انسان بین و سیل اشک و آه
کبر پَستان بین و جام جهل و فرجام گناه
تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه
دیده بگشا بر ستم، در این فریبستان علی
شمع شب های دُژم، ماه غریبستان علی
دیده بگشا ای صنم، ای ساقیِ مستان علی
تیره شد از بیش و کم آیینه هستان علی
┏━⊰✾✿✾⊱━━━━━━
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
- ۲.۳k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط