{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگوید "جانم"

میگوید "جانم"
و منِ دستپاچه یادم میرود
که چرا صدایش زده بودم!
چنان غرق "جانم" گفتنش میشوم
که انگار سالها منتظر بودم
از دهانش بیرون بیاید

☃ ❄ ️
دیدگاه ها (۱)

هیچی ... بِهتَر از این تو دُنیا نیست ... کهتو با نَفَسای یِک...

‌‌‌‌ آهسته بیادت هستم نمی شود فریاد زد مردم این زمانه بد حسو...

قول بده که تو از پیشم نری واسه من دیگه عاشقی جاده یکطرفست......

آخرین پنجشنبه سال یادی کنیمازمسافرانی که روزیدرکنـارمان بودن...

[پارت¹²] "پرنسس من"من که تیر نخوردم پس.. یهو با جسم کوک که...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط