{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو توکیو ریونجرز انزجار وسواسی

سناریو توکیو ریونجرز (انزجار وسواسی)

پارت۴
.
.
.

ایزانا موهای زالش رو گوجه ای بست و زیر دوش آبگرم رفت. بدنش از بوی عرق و دستا و صورتش از خو/ن پاک کرد. تا میخواست موهاش رو بشوره، در باز شد... ( A داد B داد°~°)
چشمای ایزانا با دیدن مایکی گرد شدن، با دستاش ان/دام خصو/صیش رو پوشوند و با عصبانیت به مایکی که توی چهارچوب در بود خیره موند.
-:بهت یاد ندادن در بزنی؟؟؟

مایکی یکم سرخ شد ولی زود پنهونش کرد، همچنان به ایزانا خیره موند.
ایزانا:اره دیگه اون شینیچیروی اوصکل انقد لوس بارت اورده ادب حالیت نمیشه.(خیلی معذرت میخوام شینیچیرو فنا قصدم توهین نیست بمولاا😭)
مایکی با شنیدن این حرف اخماش توهم رفت و در رو پشت سرش قفل کرد. لباساش رو در اورد و فقط با باکسرش موند(لا اله الا الله اون تسبیح من کو:/).به سمت ایزانا قدم برداشت. ایزانا با دیدن بد/ن مایکی که الان خیلی لاغر تر شده بود ولی همچنان رو فرم بود رگ گردنش زد بیرون از شدت حرص خوردن.
-:عوضییی برو بیرون میزنم کله پا میشیاااا

که ایزانا یهو پاش رفت رو صابون و نزدیک بود بیوفته قطع نخاع بشه که یکهو مایکی کمر/شو گرفت و نذاشت بخوره زمین. ایزانا باز دستاشو دور گر/دن مایکی دید. از شدت عصبانیت سرخ شده بود.(نمیدانم چرا خندم میایه). بد/نش عین بید میلرزید. اروم چشماشو بست و دندوناشو بهمدیگه فشار داد. الان هردوتاشون زیر دوش بودن و جفتشونم کلا خیس بودن.

ایزانا چشماشو باز کرد و صورت سرخ مایکی و به شمارش افتادن نفس/اشو دید. فهمید چخبره ولی بازم دستشو رو پیشونی مایکی گذاشت و سرشو عقب برد.
ایزانا:اوی...مایکی چته؟ تب داری؟

مایکی نا/له ارومی از حس دستای ایزانا روی پیشونیش کرد. ایزانا‌ که دیگه مطمئن شد چخبره، دستشو از روی پیشونی مایکی برداشت و نفسی بیرون داد.
ایزانا:گندش بزنن... اخه الان؟
مایکی خودش و ایزانا رو به صورت ایستاده نگه داشت، ایزانا رو چس/بوند به دیوار مرمری سرشو تو گرد/نش فرو برد و با یه نفس عمیق رایحه ایزانا رو به ریه هاش منتقل کرد‌. دوباره ناله ریزی کرد.
مایکی:ایزانا...لطفا‌‌‌‌....

بعد اروم شروع کرد به گذاشتن بو/سه های دا/غ و نی/ش های در/دناک روی گلوی ایزانا. ایزانا لبشو گاز گرفت تا نا/له از دهنش در نره، شونه های مایکی رو چن/گ زد و رد ناخون هاش موند روی پوست مایکی...





























































اره خلاصه...
پارت بعد هنتایمون بشه؟°~°
نظر بدید:>
دیدگاه ها (۰)

سناریو توکیو ریونجرز(انزجار وسواسی)پارت۳...ماشین سیاهی که شی...

سناریو توکیو ریونجرز(انزجار وسواسی)بریم سراغ پارت۲...:/اهنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط