کاش می شد که تو را از دل خود پاک کنم ..!
کاش می شد که تو را از دل خود پاک کنم ..!
تک تک خاطره ها را به دلم خاک کنم ..!
از تو بگریزم و یک نقطه شوم در دل شب ...
تا سحر از غم تو شکوه بر افلاک کنم ..!
دگر از دوری تو اشک قلم گشته روان ...
رخصتی ده که غزل را ز تو نمناک کنم ..!
بی تو من بر همه ثانیه ها مشکوکم ...
تو بیا چاره بر این خاطر شکاک کنم ..!
من نمیترسم از این بی سر و سامانی دل ...
بهر تو سینه بر اندوه زمان چاک کنم ..!
بی تو تنهایم و رسوایم و باید که خودم ...
عمق این فاجعه را یک تنه ادراک کنم ..!
تک تک خاطره ها را به دلم خاک کنم ..!
از تو بگریزم و یک نقطه شوم در دل شب ...
تا سحر از غم تو شکوه بر افلاک کنم ..!
دگر از دوری تو اشک قلم گشته روان ...
رخصتی ده که غزل را ز تو نمناک کنم ..!
بی تو من بر همه ثانیه ها مشکوکم ...
تو بیا چاره بر این خاطر شکاک کنم ..!
من نمیترسم از این بی سر و سامانی دل ...
بهر تو سینه بر اندوه زمان چاک کنم ..!
بی تو تنهایم و رسوایم و باید که خودم ...
عمق این فاجعه را یک تنه ادراک کنم ..!
- ۱.۳k
- ۲۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط