{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل ز تن بردی و در جانی هنوز

دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز
آشکارا سینه‌ام بشکافتی
همچنان در سینه پنهانی هنوز
ملک دل کردی خراب از تیغ ناز
واندرین ویرانه سلطانی هنوز
هر دو عالم، قیمت خود گفته‌ای
نرخ بالا کن که ارزانی هنوز
ما ز گریه چون نمک بگداختیم
تو ز خنده شکرستانی هنوز
جان ز بند کالبد آزاد گشت
دل به گیسوی تو زندانی هنوز
پیری و شاهدپرستی هم خوشست!
خسروا تا کی پریشانی هنوز؟

امیر خسرو دهلوی
دیدگاه ها (۱۱)

دل عاشق به پیغامی بسازد خمارآلوده با جامی بسازد مرا کیفیت چش...

خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کن قبله ام باش عاشقانه ، ن...

کیستی که مناینگونه به اعتمادنام خود رابا تو می گویم...کلید ق...

گاه گاهی که دلم میگیرد به خود میگویم:در دیاری که پر از دیوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط