{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت ۱: بازگشت به کوچه‌هایخاکستری

قسمت ۱: بازگشت به کوچه‌هایخاکستری
صدای تند و تیز قطار زیرزمینی سئول، تنها چیزی بود که سکوتِ سنگینِ «جی-وو» را می‌شکست. او در حالی که کیف دستی‌اش را محکم به بازویش فشار می‌داد، از درهای مترو بیرون آمد. لباس‌های رسمی و اتوکشیده‌اش، تضاد عجیبی با فضای نمور و قدیمی محله‌ای داشت که حالا به آن بازگشته بود. جی-وو، که حالا یک مدیر بازاریابی موفق در یک شرکت بزرگ بود، احساس می‌کرد در این کوچه‌ها غریبه است. بوی باران تازه و غذای خیابانی، خاطرات دوران دانشجویی‌اش را زنده می‌کرد؛ زمانی که هیچ نگرانی برای پیشرفت شغلی نداشت.او به سمت خانه‌ی قدیمی پدربزرگش رفت، جایی که قرار بود امشب اولین قرار ملاقات گروهی‌شان باشد. وقتی به در رسید، دید که «سو-آمین» آنجا ایستاده است. سو-آمین، که سال‌ها پیش با هم در مدرسه بود، حالا با لبخندی کمرنگ، سعی می‌کرد رستوران کوچک و قدیمی خانوادگی‌اش را سرپا نگه دارد. چشمان سو-آمین خسته بود، اما وقتی جی-وو را دید، برقی از شادی در آن‌ها درخشید. آن‌ها چند لحظه در سکوت به هم خیره شدند؛ سکوتی که پر از حرف‌های نگفته بود.
ناگهان صدای خنده‌ی بلند «مین-هو» از دور شنیده شد. مین-هو، که همیشه روحِ گروه بود، اما حالا با چهره‌ای که ردی از استرس در آن دیده می‌شد، با قدم‌های بلند به سمت آن‌ها می‌آمد. او در حالی که داشت با گوشی‌اش ور می‌رفت، فریاد زد: «هنوز زنده هستید؟ فکر کردم سئول شما را قورت داده!» اما بعد از دیدن چهره‌های جدی آن‌ها، کمی مکث کرد. او نمی‌دانست که این بازگشت، قرار نیست فقط یک دورهمی ساده باشد.
در آن سوی کوچه، «هوا-یونگ» با گیتار روی شانه‌اش، زیر باران ملایم میزد.
#رمان
𝗖𝗵𝗼𝗶 𝗦𝘂𝗹𝗹𝗶𝗵
دیدگاه ها (۰)

قسمت ۲: سایه‌ی سنگینِ تغییرهوا ابری بود و آسمان سئول رنگی مت...

قسمت۳:سکوتِ پشتِ نقابصبح زود، جی-وو با چشمانی پف‌کرده و خسته...

𝒩𝑜𝓋𝑒𝓁 ⃟‌ 𐙚ᤣ९𝒩𝒶𝓂𝑒::محله ما،سئول✿̲ׄ𝒮𝓎𝓃𝑜𝓅𝓈𝒾𝓈::داستان درباره‌ی پ...

معرفی🎀ೋ❀❀ೋ═══ ❀ ═══ೋ❀❀ೋاسم:چوی سولیسن:۱۴فن:بلک پینک،استریکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط